با اجازه از "الف ز" که این متن رو برای یکی از پست هام گذاشته اند.
پ ن: معمولا آدمهای معمولی و پر مشغله یا آدمهای مشغول و کم یاب یا کلا هر آدمی میتونه در روز تولدش تنها باشه .... آخر این متن خیلی دلگیر کننده بود و البته بستگی به آدمها داره ... هرچند اولش معمولی بود ولی در کل خوب بود. اینا قضاوت نیستا.... نظر شخص خودم بود که نوشتم
پ ن: معمولی بودن اول متن ینی دلگیر نشدم... همین
چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۵ ۱۳:۳
در زندگی روزهایی هست که آدمی شاید بعدها تجربه شان کند
از آن تجربه هایی که همان یک بارش تا آخر عمر به یادت خواهد ماند
از آن تجربه هایی که هر موقع به یادشان بیوفتی کف دستت را روی زانویت میسابانی
و لب هایت را به نامنظم ترین حالت ممکن در دنیا روی هم فشار میدهی
از آن تجربه هایی که کم حرفت نمیکند ، لال ات میکند ، لال ...
روزهایی که وقتی ساعت به سه چهار بعدازظهر اش میرسد دنیا برایت مثل بن بستی میشود
که داری سوار بر دوچرخه ای که فقط ترمز جلو دارد میروی به سمتش ،
آنجایی که بین انتخاب ترمز گرفتن یا نگرفتن هاج و واج میمانی ، آنجایی که نمیدانی ترمز گرفتن بهتر است یا نگرفتن ...
از آن روزهایی که آنقدر کلافه ای تا شوفاژ اتاق ات را هر هشت دقیقه بکبار باز کنی و ببندی ،
لحظه ای گرمی و لحظه ای سرد ،
از آن روزهایی که هر بیست دقیقه یکبار پرده ی اتاق ات را میزنی کنار و آنطرف پنجره دنبال چیزی میگردی که مطمئنی آنجا نیست
روزهایی که ساعت و عقربه هایش جلو برو نیستند که نیستند
من این را به چشم دیده ام که عقربه های ساعت از حرکت می ایستند
می ایستند و زل میزنند در چشمانت
روزهایی که منتظر اس ام اسی هستی که میدانی رسیدنش محال ممکن است
اما میدانی آدمی همین است دیگر ، منتظر بودن را ترجیح میدهد به نا امیدی مطلق ...
روزهایی که حاضری برای دعوت شدن به یک شام دونفره ی شبانه همه ی دار و ندارت را بدهی به دست باد لامروت ...
ازآن روزهایی که خودت هم خسته میشوی از دست خودت بس که گوشی لعنتی را بی دلیلانه آنلاین و آفلاین میکنی
و بی فایده ترین نگاه دنیا را به ساعت اش می اندازی ...
میدانی بعضی از روزها مثل مردن دوباره است ، آدمی به تنهایی نمیتواند از پس این روزها بربیاید
این روزها را تکنفره تمام کردن چیزی است شبیه روزی که تو تاریخ را آماده کرده باشی
اما سر جلسه ی امتحان بفهمی که امتحان آن روز ریاضی است ، ریاضی ...
تقویمم را نگاه میکنم ، امروز همان روزی است که یک سال صبر کرده تا دوباره به من برسد
و تلافی همه ی نداشته ها و داشته های از دست رفته ام را بر سرم آوار کند ...
میدانی رفیق بعضی از روزها را تنهایی تمام کردن مصداق بارز خودکشی است
مخصوصا که آن روز ، روز تولدت باشد ..
برچسب: ناشناس,ناشناس پشتو,ناشناس ماندن در اینترنت,ناشناس در جدول,ناشناس دره به دره,ناشناس ماندن در تلگرام,ناشناس زلیخا دارم امشب,ناشناس عاشق,ناشناس بودن در اینترنت,ناشناس mp3,
نویسنده: کیانوش کاظمیان
تاريخ: سه
شنبه
23 شهريور
1395 ساعت: 17:32