بخندم یا بگریم
یه وقتایی هم هست زیر دوش هی شامپو میریزی موهاتو چنگ میزنی هی خشک تر و داغان تر به نظر میاد دوباره و سه باره شامپو میریزی چنگ میزنی بازم خوشت نمیاد مثل همیشه نیست .... یهو میبینی داری ژل بدن میزنی.... اینقدر داغان ینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان خودمو به ناسا یا کجا معرفی کنم؟؟؟؟؟؟ دچار چی شدم؟؟؟؟ پ ن:من که خندیدم...
:/
اول اینکه چندین تا از وبلاگهایی که لینک دادم کلا موجود نیستن. چندتاشون هم چند سال دارن خاک میخورن... یکی دوتاشون مثل من هست فعالیتشون ... البته فکر میکنم در رسانه های دیگه فعال هستندوم اینکه دیگه همین ... پ ن: چقدر از اصل این وبلاگ و نوشتن متنهای مشابه متنهای پیشین دور شدم... البته از حال و احوال اص...
گاه می اندیشم
گاه می اندیشمخبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟آن زمان که خبر مرگ مرااز کسی میشنوی، روی تو راکاشکی میدیدم. شانه بالازدنت را،-بی قید -و تکان دادن دستت که،- مهم نیست زیاد -و تکان دادن سر را که-عجیب! عاقبت مرد؟-افسوس!کاشکی میدیدم. من با خود می گویمچه کسی باور کردجنگل جان مراآتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟؟ حمید...
فنا یا چی ؟؟؟؟
همانطور که سرویس شدن را میتوان چاره نمود.... ذهن به فنا رفته را هم باید بتوان... پ ن: من میتوانم... مِیک آپ یور مایند پیلیز + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۱۸ساعت 1:36 توسط فهیمه |
به استناد گوگل
از : http://manaonline.blogfa.com/ به استناد گوگل، الکسیس_تکزاس بانوی اول ایرانیان است، کسی که از اساطیر پیشی گرفته و دست کم در ایران به عنوان الههء_سکس پرستش می شود. کلمهء " سکس " هم در رتبه های بعدی جستجوی فارسی زبانان قرار گرفته. حشریتِ آنان چنان غلظتی گرفته که "معیشت"،"سیاست" و "امنیت"شان را در ...
بی شک...
حسّ خوب نوشتن ...مثل حسّ خوب دوست داشتن...مثل حسّ خوب زایش...مثل حسّ خوب تولّد... مثل حسّ خوبِ بودن... مثل حسّ خوب پریدن... مثل حسّ خوب ِ خوب˚مردن... مثل هر حسّ خوب دیگر در زمان نیاز ...مثل حس خوب استجابت دعا... 19.8.88
شلیک...
ظهر یکشنبه (۶ اوت/ ۱۵ مرداد) یک سرباز وظیفه دوره آموزشی نیروی هوایی ارتش در خط آتش میدان تیر مرکز آموزشی کهریزک به سمت همخدمتیها و عوامل یگان آتش گشود. در پی این تیراندازی ۳ سرباز کشته و ۷ سرباز دیگر به همراه مسئول آموزش سربازان مجروح شدند. دو سرباز دیگر هم دچار شوک شدند. http://www.dw.com/fa-ir/%D8...
شعر
دلم شعری میخواهد که هیچ شاعری نسروده باشد... پ. ن: داشتم صفحه قیس قوک یه دوست ک بعد از چندین ماه امشب درخواست دوستی مجازی داد رو میخوندم ( به رسم همیشه که فقط درخواست ها را اگر متمایل باشم تایید میکنم و و قتی تایید کردم حدود چند دقیقه ای را به خوندن پستهاش میگذرونم). و دیدم چقدر زمان زیادی از شعر خو...
به سایهی من دست نزن....
متن آهنگ Yellow Harmony Ft Belle Triste از هادی پاکزاد ♫♫ به صدای من گوش نکنموسیقی زرد دارهبه قلب من دست نزنبیماری سرد دارهبه روح من نزدیک نشوکه سالهاست طرد شدهبه مغز من دست نزنسرایت درد شدهو از همون دور به منحس ماورایی بدهاز موجودی که جون دارهبه من یک، تداعی بدهو مثل نقاشی به منخو کن از مجرایِ نگا
صدای بسامد ....
من ولی صدا دارم... صدای من آنقدر بلند بوده تمام عمر تمام عمر.... تمام درازای جنگیدنم... انقدر اما بسامد صدایم بلند است که نه تو و نه هیچ کس دیگر نخواهید شنید... و نشنیده اید... و همیشه ایمان دارم که تنها صداست که می ماند و من مومنم به شاعران زن و میدانم که نه شاعرم و نه آوازه خوان اما بسامد صدای
..........
دوستی که تا الان چند بار برای من نظر گذاشتن این دو خط پایین رو برای پست قبل گذاشتن که یه کم سوال بر انگیز هست. به نظر میاد که شاید البته یه جور خداحافظی هست...یا ناراحتی ... قابل ذکر هست که ایشون رو فقط در حد همون چند تا کامنت می شناسم. "افکار آدم از شخصیت و فرهنگش نشات میگیره هرگز فکر نکن که همه ی
کفش دوزک
حسّ خوب نوشتن ...مثل حسّ خوب دوست داشتن...مثل حسّ خوب زایش...مثل حسّ خوب تولّد... مثل حسّ خوبِ بودن... مثل حسّ خوب پریدن... مثل حسّ خوب ِ خوب˚مردن... مثل هر حسّ خوب دیگر در زمان نیاز ...مثل حس خوب استجابت دعا... 19.8.88
سنزا نومه
خیلی و همیشه آهنگ و موسیقی گوش نمیکنم. و موسیقی همه خواننده ها رو هم گوش نمیکنم... امشب هم شازده خانوم ستار رو برای چندمین بار شنیدم وخیلی دوستش دارم مثل همه ی آهنگای "ابی" ... و یک لحظه ازینکه روزی نباشم و نتونم این آهنگ شازده خانوم یا بعضی آهنگای شادمهر... سیاوش قمیشی یا "ابی" رو نشنوم خیلی دلگی
نو
حسّ خوب نوشتن ...مثل حسّ خوب دوست داشتن...مثل حسّ خوب زایش...مثل حسّ خوب تولّد... مثل حسّ خوبِ بودن... مثل حسّ خوب پریدن... مثل حسّ خوب ِ خوب˚مردن... مثل هر حسّ خوب دیگر در زمان نیاز ...مثل حس خوب استجابت دعا... 19.8.88
سرویس به توان ....
هر روز وقتی فکر میکنم اوضاع خوب نیست و اه می کشم، به جای اینکه بگم دنیای بد یا افتضاح یا هر فاز منفی دیگه یه کلمه ی مثبت میذارم که دست کم بار منفیش کم بشه.... ولی الان مدت دوماه هست که کلا میترسم همون کلمات مثبت رو هم بگم و در یک رابطه عملا معنای سرویس شدن فک و دهان را حس کردم. در یک رابطه ی همسا
هولیاااااااااااااااااااااااااا
اهلی حضضضضضتا .... به عرض میرسونم که در ممالک متعلقه ... دختران زیبای سرزمینم فارس 2 تا و ترک و لر برایم جشن زیبا و بی تکلف زادروزی برپا کردند... با کیک و شمع و البته قورمه سبزی و جامه ای برای هولیاااااااااااااااا خریداری شد بسی فرنگی و ساده و تنگ و زیبا و آستین سه رب .... ایشان را سپاس گفته و لپهای...
تولدم مبارک....
چند روز پیش (18) تولدم بود... اومدم ولی حس خوب نوشتن نداشتم و زود محل رو ترک کردم... آدم در دوره های مختلف و جاهای مختلف .... مختلف میشه دوستانی و خویشانی دارم که تولدم رو تبریک گفتن و ازشون تشکر می کنم... تنها چیزی که به ذهنم رسید مطلب زیر هست که نصفه شب به خیالاتم اومد و نفهمیدم مخاطبش کیه ولی نوش...
نوروز... روز نو
امروز هشتمین روز سال 1395 هم تمام شد. امیدوارم سال خوبی برای ایران، برای خانوادم، برای دوستام، و مهمتر از همه برای خودم باشه. همه جوره خوب باشه... برای هممون همه جوره خوب باشه خوب ینی همه چیز
غ...
یه وقتایی همه ی دنیا نمیتونه خوشحالت کنه ولی یه موضوع کوچیک و پیش پاافتاده پر از غصه ات میکنه... یه وقتایی هم از یه موضوع پیش افتاده یا یه حس درونی کوچیک اونقدر خوشحالی که همه ی دنیا نمیتونه غصه دارت کنه.... شاید کمتر از بقیه آدمها که غروب رو غصه دار می دونن، به غصه ی غروب فک کردم ولی همون چندتا غرو...
یکی
هنوزم یه جورایی خودسانسورم.... یه حسی مثل ترس همراه با غرور با بی خیالی یا یه آش شله قلمکار باعث میشه همیشه خود سانسور باشم یا باشیم.... پ . ن : بیشتر از همیشه شاید به یکی نیاز دارم... پ . ن 2 : یادش بخیر توی دبیرستان اسم مستعار یا تخلص یه دوست صمیمی من "نیاز" بود